اسید نمایش افسانه محمدرضا کارگردان نویسندگی

اسید: نمایش افسانه محمدرضا کارگردان نویسندگی کارگردانی افسانه ببر اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی مشاهدات زیباکلام از حواشی تبلیغات انتخابات اخیر

صادق زیباکلام که در دو انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های ٩٢ و ٩٦ از حسن روحانی حمایت کرد و فعال ظاهر شد، روایت خود از متن و حواشی انتخابات اخیر بویژه دوران تبلیغ

مشاهدات زیباکلام از حواشی تبلیغات انتخابات اخیر

مشاهدات زیباکلام از حواشی تبلیغات انتخابات اخیر

عبارات مهم : ایران

صادق زیباکلام که در دو انتخابات ریاست جمهوری در سال های ٩٢ و ٩٦ از حسن روحانی حمایت کرد و فعال ظاهر شد، روایت خود از متن و حواشی انتخابات اخیر بویژه دوران تبلیغات را بیان کرده است.

به گزارش شرق؛ ماه گرد انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦ فرا رسیده هست. یک ماه از روز انتخابات می گذرد؛ انتخاباتی که از چند ماه قبل، فضای کشور را کاملا تحت تأثیر قرار داد و در ایام نسبتا طولانی تبلیغات رسمی – نسبت به ادوار گذشته – به اوج خود رسید. صورت هایی از اصلاح طلبان در آن ایام، پایی ثابت صحبت ها در سراسر کشور بودند و هر روز در استانی و شهری می شد آنان را دید.

مشاهدات زیباکلام از حواشی تبلیغات انتخابات اخیر

دکتر صادق زیباکلام ازجمله این صورت ها بود. استاد علوم سیاسی دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران علی رغم بسیاری از استادان این حوزه، ترجیح داده زیاد با افکار عمومی و مخاطبان عادی سیاست، طرف گفت وگو باشد و به همین دلیل، نوشته ها و گفته های بسیاری از او در رسانه ها به چشم می خورد و دعوت هیچ مجموعه ای جهت صحبت یا مناظره را بی پاسخ نمی گذارد.

زیباکلام در گفت وگو با «شرق»، راجع به مشاهدات خود در ایام انتخابات و مباحثی که زیاد در صحبت ها و نشست ها مطرح شده، نکات جالب توجهی را مطرح کرده است.

صادق زیباکلام که در دو انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های ٩٢ و ٩٦ از حسن روحانی حمایت کرد و فعال ظاهر شد، روایت خود از متن و حواشی انتخابات اخیر بویژه دوران تبلیغ

در ایام انتخابات ریاست جمهوری، تقریبا در تمام کشور صحبت داشتید. از نتیجه به دست آمده راضی هستید؟

بله، تقریبا هر هفته چند سفر انتخاباتی رفتم. در آن یک ماه منتهی به انتخابات، تنها احساسی که نداشتم خستگی بود. خیلی اتفاق افتاده بود که از یک استان می آمدم و پرواز بعدی ام به یک استان یا شهرستان چند ساعت بعد بود و صرف نمی کرد به منزل بروم. در همان سالن فرودگاه یا در نمازخانه می خوابیدم. گیلان، مازندران، اصفهان، ایلام، مشهد، کردستان، گلستان، خوزستان و سیستان وبلوچستان ازجمله این استان ها بود. جهت مثال شبی که وارد اهواز شدم صحبت داشتم. فردای آن روز رفتیم مسجدسلیمان، رامهرمز و هفتکل. یا در ایلام به جز خود ایلام در شهرستان های سابله و ایوان هم صحبت داشتم و شب آمدیم کرمانشاه جهت پرواز. گیلان البته دو بار رفتم.

بار اول در خود رشت، انزلی و آستانه اشرفیه بود و بار دوم روزهای آخر بود که دو صحبت خیلی بزرگ در خود رشت داشتم به علاوه در شهرستان های رودبار، رضوانشهر و فومن. چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت صبح از رشت حرکت کردیم و یکی، دو تا ماشین از مسئولان ستاد آقای روحانی بودند. رفتیم رامسر، عباس آباد، شهسوار، چالوس، نور، بابلسر، بابل، ساری، قائمشهر، جویبار و بهشهر تا آنجا که یادم می آید، آخرین شهر بهشهر بود. صحبت ام حدود ١:٣٠ بعد از نیمه شب بود و حدود سه برگشتیم ساری و حرکت کردم به سمت تهران.

مردم تا ساعات اولیه بامداد در برنامه های انتخاباتی حضور داشتند؟

مشاهدات زیباکلام از حواشی تبلیغات انتخابات اخیر

بله، خیلی خیلی زیاد. به عنوان نمونه در بهشهر با اینکه ١:٣٠ بعد از نیمه شب بود فکر کنم چندین هزار نفر منتظر بودند. در فومن، نجف آباد، خوانسار و خیلی نقاط دیگر شرایط به همین شکل بود. تقریبا همه جا چه در شهرهای بزرگ و چه شهرهای کوچک اکثریت جوانان و اقشار و لایه های امروزی تر بودند.

مخالفان نمی آمدند؟

آن قدر جمعیت طرفدار زیاد بود که صدای مخالفان گم می شد. البته چند مراسم که در سالن بودیم تلاش می کردند با شعار و سروصدا مانع صحبت شوند. تلاش می کردم جمعیت هواداران اصلاحات و دولت را آرام کنم و بعد هم خطاب به معترضان می گفتم که ۳۶۵ روز از سال ۲۴ ساعت رادیو و تلویزیون که ما مالیات آن را می دهیم دست شماست. سایر تریبون های مناسبتی و غیرمناسبتی هم همین طور ما تحمل می کنیم.

صادق زیباکلام که در دو انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های ٩٢ و ٩٦ از حسن روحانی حمایت کرد و فعال ظاهر شد، روایت خود از متن و حواشی انتخابات اخیر بویژه دوران تبلیغ

اما شما یک ساعت هم حاضر نیستید اکثریت را تحمل کنید. ولی این قدر جمعیت زیاد می شد که صدای آنها به جایی نمی رسید. البته کارهای دیگر هم می کردند. به عنوان نمونه یکی از کارهای متداول آنها این بود جایی که من صحبت می کردم با صدای بلند ار طریق بلندگوها، موزیک و سرود پخش می کردند. جهت مثال در نجف آباد اصفهان که در تکیه بزرگ وسط شهر صحبت می کردم هواداران اصولگرایان با ٤٠، ٥٠ موتور، اطراف آنجا حرکت می کردند و گاز می دادند.

اصلی ترین محورهای صحبت ها چه بود؟

مشاهدات زیباکلام از حواشی تبلیغات انتخابات اخیر

چند تم کلی داشت. نخست این بود که آیا سطح اخلاق در این انتخابات به شدت کم کردن کرده و تندروها از گفتن هیچ مطلب غیرواقع و دادن وعده های عوام فریبانه صرفا به منظور کسب رأی خودداری نمی کنند و جهت اصول و اخلاق ارزش قائل نیستند.

دومین محور این بود که روحانی در این سه سال ونیم معجزه نکرده ولی کارنامه اش به آن سیاهی که طرف برابر تلاش می کند نشان دهد، نیست. سومین توصیه این بود که اقتصاد کشور عزیزمان ایران یک اقتصاد بیمار، ناکارآمد و فاسد است و از وقت انقلاب صنعتی در قرن هجدهم تا به امروز محض نمونه حتی یک اقتصاد دولتی هم نتوانسته موفق شود. چه روحانی، چه احمدی نژاد، چه حتی اگر آقای رئیسی مدیر جمهورشود یا قالیباف به پاستور برود، از نظر کلان اقتصادی نمی توانند عوض کردن بنیادی ای به وجود آورند. همچنان که در وقت مرحوم آقای هاشمی یا آقای خاتمی به وجود نیامد. چون اقتصاد ما دولتی است و همه امکانات اقتصادی و سیاست ها در دست بخش خاصی است.

ما باید ببینیم کشورهای دیگر همچون برزیل، آرژانتین، مکزیک، مالزی، هند، ترکیه، چین و سایرین کدام مسیر را در چند دهه گذشته رفته اند که توانسته اند از مدار توسعه نیافتگی خارج شده است و تبدیل به اقتصاد های موفق صنعتی و صادر کننده شوند؟ درحالی که خیلی از آنها نه یک بشکه نفت داشته اند و نه یک کپسول گاز.ما هم همان را الگو قرار دهیم و شعارهای پرزرق وبرق ولی توخالی را که ٣٠، ٤٠ سال است داریم تکرار می کنیم، کنار بگذاریم و مسیری را برویم که درستی و کارآمدی خود را در آن اقتصاد ها نشان داده است.

سیاست خارجی چه جایگاهی در انتخابات ریاست جمهوری داشت؟

تأکید من و بسیاری دیگر از سخنرانان اصلاح طلب این بود که مخالفان روحانی و دلواپسان راجع به برجام دروغ می گویند که هیچ دستاوردی نداشته هست. اشاره می کردم که چگونه قطر سه میلیونی به واسطه تحریم ها علیه ما موفق شده است بود در سال ۹۲ به عنوان مثال ۵۰ هزار میلیارد تومان از حوزه یکسان پارس جنوبی زیاد از کشور عزیزمان ایران ۸۰ میلیونی گاز برداشت کند. بعد هم به منظور نشان دادن اینکه ۵۰ هزار میلیارد تومان یعنی چقدر پول، توضیح می دادم که کل بودجه عمرانی کشور در سال ۹۵ کمتر از ۱۳ هزار میلیارد تومان و کل بودجه هر سال محیط زیست مان ۳۰۰ میلیارد تومان بوده و بعضی ارقام و آمار دیگر.

درعین حال توضیح می دادم آن ۵۰ هزار میلیاردتومانی که قطر در سال ۹۲ زیاد از ما گاز برداشت کرده بود صرفا یکی از ضرر و زیان های سیاست خارجی اصولگرایان در فاصله ۸۴-۹۲ است و خدا می داند چه هزینه هنگفتی جهت کشور به بار آورد بدون آنکه دستاوردی جهت منافع ملی مان داشته باشد. همچنین اضافه می کردم اگر دولت روحانی هیچ دستاورد دیگری هم جهت کشور دربر نداشت، همین که تیم مذاکره کننده هسته ای دکتر ظریف توانست کشور را از چاه ویلی که اصولگرایان در وقت احمدی نژاد کشور عزیزمان ایران را با سر درون آن انداخته بودند بیرون آورد، بزرگ ترین خدمت بود.

این را هم توضیح می دادم که علی رغم آنچه تندروها تبلیغ می کنند كه هیچ یک از تحریم ها را برنداشته اند، در نتیجه برداشته شدن بعضی از تحریم ها، کمپانی های بزرگ نفتی غربی توانسته اند به کشور عزیزمان ایران بازگردند و جهت نخستین بار در اوایل امسال برداشت گاز کشور عزیزمان ایران از پارس جنوبی با قطر برابر شده است و به علاوه زیاد کردن تولید و صادرات نفتی هم به شکل قابل توجه و سریعی رخ داده است که نفع همه اینها جهت مردمی است که از سیاست های دولت قبل، لطمه خورده اند. تأکید می کردم بدون تردید اگر تحریم ها برداشته نشده بودند، کمپانی های بزرگ نفتی نمی توانستند به کشور عزیزمان ایران بیایند و ما همچنان در همان اوضاع قبل از روحانی به سر می بردیم؛ درحالی که کشور رو به قهقرا می رفت و فقط شعار می شنیدیم.

مطالبات سیاسی و اجتماعی هواداران دولت و اصلاحات، با چه پاسخ هایی از طرف سخنرانان همراه می شد؟

چه در جاهایی که چند سخنران بودیم و چه در صحبت هایی که به تنهایی می رفتم، حرف ما این بود که در زمینه آزادی های مدنی، تأمین حقوق شهروندی، انتخابات آزاد و این دست پرسشها دولت روحانی تلاش هایی داشته که شاید نظر همه حامیان ایشان را تأمین نکند، ولی دو توصیه را هم توضیح می دادم؛ نخست اینکه بعضی از آن توقعات ازجمله برطرف حصر اساسا در دست آقای روحانی به عنوان مدیر قوه مجریه نیست. توصیه دوم اینکه در بعضی حوزه های آزادی های سیاسی واقعا پیشرفت های خوبی صورت گرفته هست؛ ازجمله در دانشگاه های کشور. خیلی ها فراموش کرده اند یا اساسا متوجه نشدند که در آن سال ها چه فضایی در دانشگاه های کشور حاکم شد.

تعدادی دانشجو پرسشها امنیتی پیدا کرده بودند. تعدادی از تحصیل محروم شدند، ستاره دار و تعلیق شدند، خیلی که شانس می آوردند از آنها تعهد گرفته می شد که نباید هیچ فعالیت سیاسی داشته باشند. تشکل های مستقل دانشجویی منحل شدند و فقط به تشکل های مشخصی اجازه فعالیت داده می شد. درِ انجمن های اسلامی مستقل بسته شده است بود. بماند اخراج، تعلیق و بازنشستگی ده ها استاد.

این فضای دانشگاه ها در دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد یعنی از مهر سال ۸۸ به بعد بود. من به دانشجویان و جوانان می گفتم واقعا فضای دانشگاه های کشور را از وقت روی کارآمدن دولت آقای روحانی با قبل از آن مقایسه کنید تا متوجه تفاوت ها شوید. تشکل های مستقل دانشجویی مجددا ظاهر شده است و جان گرفته اند، بساطی که کمیته های انضباطی به راه انداخته بودند، بسیار محدود شده است هست. بعضی از استادانی که اخراج یا محروم از تدریس در دانشگاه شدند به علاوه شمار قابل توجهی از دانشجویان محروم از تحصیل مجددا به دانشگاه ها بازگشته اند. واقعا اوضاع و فضای آزادی که در دانشگاه های کشور در دولت آقای روحانی به وجود آمده را با دوران دوم آقای احمدی نژاد مقایسه نکنید.

هیچ وقت دچار این ناامیدی می شدید که ممکن است آقای روحانی رأی نیاورد و آقای رئیسی گزینش شوند یا مجدداً حوادث بعضی انتخابات گذشته تکرار شود؟

اگر بگویم نه، دروغ گفته ام.

توضیح می فرمایید؟

توضیح آن مقداری پیچیده هست. ببینید یکی از موضوعاتی که تقریبا در همه صحبت ها می گفتم این بود که آینده این انتخابات در دست کسانی است که نمی خواهند در انتخابات شرکت کنند. حسب آمار وزارت کشور در ۲۹ اردیبهشت نزدیك به ۵۶ میلیون رأی دهنده داشتیم. من سبد آرای اصولگرایان را حدس می زدم که در حدود ۱۰ میلیون نفر باشد که خب حدس من در عمل درست نبود و ۱۶ میلیون نفر به آقای رئیسی رأی دادند. سهم اصلاح طلبان را تخمین می زدم که از ۱۵ میلیون نفر بالغ می شد. بر حسب تخمین من قبل از انتخابات، ۲۵ میلیون در انتخابات پای کار بودند. یعنی نیازی به تشویق و ترغیب نداشتند و می رفتند پای صندوق. ولی ۳۱ میلیون کسانی بودند که انتخابات را به هرحال قبول نداشتند و ندارند و همین حرف هایی که می زنند که اینها همه یک بازی جهت فریب مردم هست. اینها یعنی آقای روحانی و رئیسی همه دستشان در یک کاسه است و من افتخار می کنم شناسنامه ام سفید است و از این دست حرف ها… .

چقدر جهت این گروه، داده و استدلال ارائه کردید؟

٣١ میلیون آرای خاکستری یا به قول فرنگی ها undecided رأی دهندگان، عددی نزدیک به ۶۰ درصد آرا را مشمول بر می شدند. مشخص بود که با هیچ حرف و نقلی نمی شد همه آن ۳۱ میلیون را پای صندوق رأی آورد، ولی یقین داشتم که درصدی را می توان قانع کرد. ببینید ما اگر می توانستیم ۳۰ یا حتی ۲۰ درصد آ نها را پای صندوق بیاوریم، نزدیک هفت تا ۱۰ میلیون رأی می شد که رأی روحانی را از ۱۵ میلیون به بالای ۲۰ میلیون می رساند و کار را در همان مرحله اول تمام می کرد.

چرا این قدر مطمئن بودید که اگر آنها پای صندوق می آمدند آرای خود را به سود روحانی به صندوق می ریختند؟

واضح هست. ببینید شما اصلا نیازی ندارید که رأی دهندگان بالقوه اصولگرا را ترغیب کنید که رأی بدهند چراکه آنها سریعتر از اصلاح طلبان پای صندوق هستند. همچنین شما نیازی ندارید اصلاح طلبان بالقوه را هم ترغیب کنید پای صندوق ها بروند. نیاز اصلی، قانع کردن خاكستری ها بود. واضح است که هر وقت آنها پای صندوق ها بیایند به اصولگرایان رأی نخواهند داد یا دست کم کسر قابل توجهی از آنها کاملا مخالف اصولگرایان و سیاست های محدود کننده آنان هستند. بنا براین من مطمئن بودم هر صد نفری را که بتوانیم مجاب کنیم، بالای ۸۰ درصد آنها به آقای روحانی رأی خواهند داد.

از نتیجه دعوت از آنان راضی هستید؟

اولا تعدادشان خیلی زیاد بود و هست. آخرش هم دیدیم که با وجود همه تلاش ها، نزدیک ۱۵ میلیون نفرشان باز هم حاضر نشدند در انتخابات شرکت کنند. بنابراین ما راجع به نزدیک به ۳۰ میلیون رأی دهنده ای صحبت می کنیم که خیلی مطمئن نبودند که در انتخابات شرکت خواهند کرد. مقصودم این است که ما راجع به دو، سه یا پنج میلیون رأی صحبت نمی کردیم.

پای ۳۰ میلیون رأی در میان بود که بیش از ۸۰ درصد آنها اگر می رفتند پای صندوق به آقای روحانی رأی می دادند و طبیعی بود ما تلاش جدی تری جهت این دسته داشته باشیم. ما قبلا دیده بودیم به عنوان نمونه در دوم خرداد ۷۶ هنگامی که بخش عمده ای از آرای خاموش به صحنه آمدند یک نامزد کمتر آشنا شده است با ۲۰ میلیون رأی مدیر جمهور شد. این بار هم اگر می توانستیم موج به راه بیندازیم اصولگرایان هیچ کاری از دستشان ساخته نبود به علاوه اینکه وزارت کشور دولت روحانی، به طور جدی روند انتخابات و تخلفات احتمالی را رصد می کرد.

جدای از مطالبی که در اوج به آنها اشاره کردید، خطاب به تحریمی ها توصیه خاصی می گفتید؟

بله، به آنها می گفتم اشتباه می کنید که فکر می کنید اینا همه بازی است و انتخابات هیچ تأثیری روی سیاست های کلان کشور و زندگی ما ندارد. تأکید می کردم جهت عوض کردن و پیشرفت هیچ راهی جز صندوق رأی نداریم. صندوق رأی معجزه نمی کند ولی رأی مستقیم ما بر آینده نهادهای انتخابی تأثیر گذار هست. در پاسخ آنهایی که می گفتند از رأی ما به نفع خودشان بهره برداری سیاسی می کنند هم می گفتم اشکالی ندارد ولی درواقع رأی شما به مثابه یک رفراندوم هست. مسئله این است که نگذاریم با گزینش آقای رئیسی کشور دوباره به شرایط دوران احمدی نژاد بازگردد. به آنها نشان می دادم چطور همه احمدی نژادی ها گرد آقای رئیسی و ستادهای ایشان جمع شده است اند.

پس فردا که آقای رئیسی مدیر جمهور شدند از سوئیس و کره ماه که همکارانش را نمی آورند همین مردها احمدی نژادی که الان همه کاره ستادها و کمپین انتخاباتی او هستند، فردا می شوند اعضای دولتش. در سال ۸۴ هم همین نیروهای سیاسی و اجتماعی که حامی آقای رئیسی هستند با همه وجود از آقای احمدی نژاد حمایت می کردند. جهت جوانان و دانشجویان، شرایطی را که کشور از نظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بین المللی در دوران حاکمیت اصولگرایان از سال ۸۴ پیدا کرده بود تشریح می کردم. همه تلاش من این بود که به آ نها ثابت کنم اشتباه می کنند و انتخابات در کشور عزیزمان ایران بسیار جدی است و رأی ما روی سرنوشتمان اثر می گذارد و این تئوری های توطئه و توهمات دایی جان ناپلئونی را کنار بگذارند.

گفتید همچنان احتمال می دادید که آقای رئیسی رأی بیاورند؟

بله، کاملا. ببینید بخش های مهمی از آقای رئیسی حمایت می کردند. اصلا شوخی نبود و ماجرای خیلی جدی بود. قدرت، شوخی ندارد و اصولگرایان از آقای رئیسی حمایت می کردند و ما فقط رأی دهندگان را داشتیم.

اگر موج به راه نمی افتاد آقای رئیسی پیروز می شد؟

بله، من خیلی جدی اعتقاد دارم که به راه افتادن موج درآن روزهای آخر همه برنامه های طرف برابر را به هم ریخت.

چه زمانی شما متوجه شدید موج به راه افتاده؟

روزهای آخر یا درست تر گفته باشم شب های آخر بود. فکر می کنم سه شنبه شب یعنی بیست وششم بود در رشت در ستاد آقای احمد رمضانپور، از اشخاص شاخص اصلاح طلبان رشت، صحبت داشتم. نزدیک ۱۲ شب بود و از آنجا باید به فومن می رفتیم. من دیدم هزاران نفر که اکثرا جوان بودند در مرکز رشت جمع شده است بودند و به نفع آقای روحانی شعار می دادند.

فردای آن روز در بابل، چالوس و خود ساری به تدریج دیدم و متوجه شدم که مثل اینکه موج انتخاباتی به راه افتاده هست. روز جمعه صبح در منزل بودم و بعضی از دوستان تماس می گرفتند و می گفتند استاد به قول شما موج شرکت در انتخابات به راه افتاده هست. عصر رفتم حسینیه ارشاد و یکی دو حوزه اخذ رأی دیگر و برایم یقین شد که موج راه افتاده هست. من البته خودم جنوب شهر نرفتم ولی همه می گفتند که علی رغم حوزه های رأی گیری در مراکز و شمال شهر که صف های چندساعته تشکیل شده، جنوب شهر خبری نیست.

از شهرستان ها هم خبر داشتید؟

بله، خیلی از دوستان از مراکز استان ها تماس می گرفتند و می گفتند هجوم رأی دهندگان بی سابقه است.

این یعنی حسب تحلیل شما روحانی پیروز شده است بود؟

تقریبا از بعدازظهر و عصر روز جمعه دیگر مطمئن شده است بودم کار تمام شده. جالب است که من هشت آن شب با CNN در حسینه ارشاد قرار مصاحبه زنده داشتم. همان جا با اشاره به صف طولانی رأی دهندگان نزدیک به هشت شب گفتم که این علامت خوبی است و هجوم به صندوق های رأی یعنی خوشبختانه تحریمی ها نظرشان عوض شده است و تصمیم گرفته اند در انتخابات شرکت کنند؛ این یعنی روحانی کار را تمام کرده و پیروز شده است هست. با تلویزیون آلمان هم صحبت کردم و همین ها را گفتم.

شاید پرسیدن این سؤال درست نباشد و جنبه شخصی پیدا کند ولی امیدوارم حمل بر جسارت نشود. شما هزینه ای از ستاد آقای روحانی جهت این مسافرت ها و صحبت ها دریافت می کردید؟

فعالیت های من رایگان بود.

خود ستاد روحانی چطور؟ آنها هیچ پیشنهاد پرداخت حق الزحمه ای ندادند؟ بازهم عذر می خواهیم که این سؤالات را مطرح می کنیم چون حرف وحدیث هایی بوده.

من به آقای دکتر نصیر عبادپور که از شاگردان خودم در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران بودند و از اعضای ستاد مرکزی آقای روحانی در پایتخت کشور عزیزمان ایران بودند، در همان ابتدا گفتم که هیچ مبلغی نمی خواهم. بعضی از ستادها هم مسئله پرداخت حق الزحمه را مطرح کردند که به آنها هم گفتم چیزی دریافت نمی کنم.

بعد از اینکه آقای روحانی پیروز شدند به عنوان نمونه مبلغی را به عنوان پاداش یا حق الزحمه به عنوان قدردانی یا پاداش به شما پرداخت نکردند؟

قطعا اگر می دادند هم نمی پذیرفتم. همه اشکال تحلیل های اینچنینی این است که متوجه انگیزه من نمی خواهند بشوند. کسی از ستاد دکتر روحانی حتی بعد از پیروزی ایشان، با من تماس هم نگرفت که خداقوتی بگوید. یادتان باشد نه روحانی و نه اطرافیان و حلقه نزدیکش نلسون ماندلا، مهاتما گاندی، محمد مصدق، مهدی بازرگان یا سیدمحمد خاتمی نیستند. انتظارتان از آنها در حد و حدودی که هستند باید باشد و نه بیشتر.

اما شما در برنامه انتخاباتی دکتر جهانگیری دعوت شده است بودید. منظورم فیلم تبلیغاتی ایشان است.

جنس اسحاق جهانگیری با اطرافیان نزدیک آقای روحانی خیلی متفاوت هست. ایشان را من کاملا از آن حلقه نزدیکان جدا می کنم. در مرتبه بعدی هم بعضی از وزرای آقای روحانی خیلی مسئولانه تر عمل کردند. من واقعا به خاطر روحانی نبود که می دویدم، بلکه به خاطر این بود که در مقایسه با آلترناتیوهای دیگر یعنی جناب آقای رئیسی یا قالیباف، روحانی صد پله بالاتر می ایستاد و چاره ای نداشتیم و نداریم که جهت او بدویم. یادمان باشد که رقبای روحانی نلسون ماندلا یا مارتین لوترکینگ نبودند.

بحث هم بحث فردی نبود. عرض کردم همه احمدی نژادی ها در ستاد آقای رئیسی جمع شده است بودند. خب به نظر شما اگر آقای رئیسی گزینش می شدند غیر از این می شد که احمدی نژادی ها دست کم به مدت چهار سال دیگر زمام امور مملکت را به دست می گرفتند؟ یا آقای قالیباف با آن مدیریتی که در شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران داشتند و وضعیتی که بعد از ١٢ سال شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران درآمده، حالا مدیر قوه مجریه هم می شدند؟ نه، هیچ تردیدی به خودتان راه ندهید که در مقایسه با نامزدهای دیگری که داشتیم، روحانی صد پله از هر دو آنها بهتر و مناسب تر بود. رقبای آقای روحانی که عرض کردم باراک اوباما و آنگلا مرکل که نبودند.

به چهار سال بعدی آقای روحانی چقدر خوشبین و امیدوار هستند؟

خیلی زیاد. در کل از نظر اجرائی و توانمندی های شخصی روحانی را بسیار باهوش و توانمند می بینم. بعضی از اطرافیان و وزرایش انصافا توانمند و مدیر هستند.

به آقای روحانی پیشنهادی ندادید؟

من از سال ٩٢ به بعد ایشان را ندیده ام. چند بار به مراسم هایی دعوت شدم ولی من کلا از مراسم رسمی و تشریفاتی گریزانم.

اگر مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی دعوتتان می کردند؟

خیلی علاقه ای به دیدار هاشمی رفسنجانی سال ٧٠ نداشتم، ولی یکی از افتخاراتم شرفیابی خدمت هاشمی رفسنجانی بعد از ٨٨ تا روز درگذشت ایشان است.

پس ممکن است یک روز هم افتخار کنید به دیدار حسن روحانی؟

ممکن هست، ولی هنوز آن روز نیامده است.

واژه های کلیدی: ایران | صندوق | میلیون | میلیونی | انتخابات | احمدی نژاد | حسن روحانی | احمدی نژاد | دولت روحانی | دکتر روحانی | انتخابات ریاست جمهوری

نویسنده : getblogs